احمد اديب پيشاورى

46

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )

رفيع و نهريست جارى كه در ميانهء او ميگردد و آبش در هر خانه جارى است . و دو دروازهء ديگر دارد همتاى فلك كه يكى را باب المذهب و دوم را باب الملك نامند مسافت ايندو دروازه چهار فرسخست بيشتر در ميان دروازه‌ها بازاريست رسا كه تمام اساس دكاكين را از مس ساخته‌اند و سقف و جدارش را نيز از آن پرداخته و در بالاى آن ميدان ديگر است بازار و عمارات عاليه و غريبه در آن بسيار از آن جمله عمارتيست بسيار مبارك كه هزار و دويست ستون از مس دارد و طول هر ستون از پنجاه ذرع زياده هريك از بلندى سر به آسمان گشاده و يكهزار در و دروازه و در آن از مس ساخته‌اند و چهل در از زر سرخ پرداخته و ابواب عاج و آبنوس در آنجا بىپايانست و در هر باب صنعت نمايان به كار برده‌اند و از آن جمله يكصد و سى هزار زنجير از زر سرخ و قناديل مرصع در آن آويخته و عجايب و غرايب اين عمارات از حيز بيان بيرونست و سامان طول اينعمارت يكفرسخ باشد و عجايب و غرايب بيشمار استادان نادر كار در آن به كار برده‌اند . در عجائب الدنيا مسطور است كه در حوالى قديس ميان كوه خانه‌ايست پرشكوه كه هر شب كه در آنخانه بيدار نشينند آن خانه را پر از نور صفا ملاحظه نمايند . ايضا غاريست در حدود دانسقون مصفا و زايرانرا شگفت‌افزا اگرچه ظاهرش از نور خاليست باطنش مملو از صفات عاليست بيمار كه در آن غار درآيد از رنجورى خلاص شود . ايضا براق قلعه‌ايست و در شب هركه آنجا بخوابد او را كسى آواز ميدهد كه دواى خود را از فلان چيز بساز چون فرمودهء هاتف بجا آورد مرض از او به كلى بر طرف شود .